محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

601

اكسير اعظم ( فارسى )

و دوختن جراحت يا نه و كيفيت طريق دوختن افتد . و جالينوس در تشريح مراق ذكر كرده كه موضع خصرين اگر بشكافد در خطر كمتر از موضع بهره باشد و بهره وسط بدن است و خصرين از هر دو جانب راست و چپ بعد چهار انگشت از بهره پس اگر جراحت عظيم بود چند امعا بيرون آيد و ادخال آنها صعب‌تر و عسر باشد . و اما در جراحات صغار اگر مبادرت به ادخال روده فى الحال نكنند منتفج و سطبر شود و از آن خرق داخل نشود و لهذا اسلم جراحات واقع بمراق خارج آن است كه معتدل العظم باشد . و گفته كه اين جراحات محتاج به چند چيز است اول آن‌كه رودهء بيرون آمده را به موضعى كه براى خاص است بازگردانند و دوم آن‌كه بدوزند و سوم آن‌كه بر آن دواى موافق نهند و چهارم آن‌كه جهد كنند تا كدام عضو را از اعضاى شريفه به سبب آن خطر به هم نرسد . و اگر هوا سرد باشد مجروح را در حمام داخل كنند دست و پاى او گرفته بردارند تا روده داخل شود و من بيان مىكنم براى طبيب بهتر طريق دوختن جراحت شكم پس گويم كه هرگاه امرى باشد كه به سوى آن احتياج اتصال ميان صفاق و مراق بود بايد كه طبيب ابتدا كند و سوزن را در جلد از خارج به سوى داخل درآورد . و هرگاه سوزن در جلد و در عضلهء كه بر استقامت در طول بدن رفته نافذ شود كنارهء صفاق را در اين جانب ترك نمايد و در آن سوزن داخل نكند و سوزن را در كنارهء ديگر از داخل به سوى خارج نافذ كند . و هرگاه در آن نافذ نمايد بار ديگر آن را در نفس اين كناره از مراق و از خارج به سوى داخل نافذ كند و كنارهء صفاق كه در اينجانب است بگذارد و سوزن را در كنارهء ديگر از داخل به سوى خارج نافذ نمايد و آن را مع انفاذ او در صفاق در كناره مراق كه در ناحيهء او است نافذ كند تا در آن همه نافذ شود بعده ابتدا . ايضاً از نفس اينجانب كند و مع كنارهء كه از صفاق در جانب ديگر به سوى خارج است بدوزد و سوزن را از جلد كه قريب او است بيرون آرد بعده سوزن را در اين جلد بازگرداند و كناره صفاق كه در جانب ديگر است مع اين كناره از مراق بدوزد و آن را از جلد كه در ناحيهء او است خارج كند پس اين را مره بعد اخرى به عمل آرد تا آن‌كه همه جراحت دوخته شود بر همين مثال و رشته در نرمى و سختى معتدل باشد . و هرگاه روده اندر رود و به وضع طبيعى خود عود كند تدبيرش به چيزى كه بدان تدبير جراحات ظاهرى كنند بايد كرد . و هرگاه در روده نافذ ثقل نافذ گردد تدبير او تليين آن قفل است اگر خشك شده باشد و آن به مثل ريختن آب گرم بر آن و مانند آن است بعده به انگشتها از موضع ديگر آن ثقل را غمز كنند به سوى اسفل از موضع جراحت و مريض بر پشت خوابيده بود و همچنين كنند تا آن كه بعض ثقل رجوع كند بعده به آب گرم نطول كنند و هميسان عمل نمايند تا همه آنچه خارج شده رجوع كند . و اگر رجوع نكند و از احتباس او بر مريض خوف باشد از شكافتن ما فوق او و غمز چاره نباشد تا ثقل رجوع كند اگر ممكن بود و مهما امكن جراحت را وسيع نكنند الا به قدرى كه به سوى آن اضطرار بود بعده تدبير جراحت ظاهرى كنند . و بقراط گفته كه چون ثرب از شكم در جراحت او خارج شود لا بد متعفن گردد آنچه از آن بيرون آيد و اگرچه زمانه اندك لبث كرده باشد پس بضرورت واجب است كه ما فوق او از جلد قطع كنند و شق نمايند و به قدرى كه از ثرب متعفن شده قطع نمايند و آنچه از آن غير متعفن باقى ماند در جوف داخل كنند و پس بدوزند و ادمال نمايند و يا بلا دوخت مندمل سازند موافق حال و ثرب در سرعت تعفن شديدتر از روده و جگر است بالجمله واجب است كه در دخول او تأخير نكنند . و اگر تأخير شود و ثرب سياه يا سبز شود واجب است كه آنچه از آن متعفن شده باشد قطع كنند بعد بستن اطراف عروق به ابريشم و يا بگيرند مور بزرگ و بر اطراف مضمومه از هر دو جانب قطع بچسپانند بعده از مقراض ببرند به نوعى كه سر آنها آنجا باقى ماند و بعد از آن آنچه قطع كردن او از ثرب مناسب بود آن را قطع نمايند و باقى را داخل كرده بدوزند چنانچه مذكور شد و تضميد او بصوف مبلول در شراب كهنه عفص نيم‌گرم بر آتش كرده به روغن گل نيم‌گرم بايد كرد بعده مريض را اشربهء قاطع خون مثل شربت عناب و بارتنگ و عصى الراعى دهند و به روغن گل نيم‌گرم با شراب عفص كهنه حقنه كنند و نزد من اولى آن است كه بخياطت معروفه يا بسر مورچه بدوزند بعده حواشى جراحت به روغن و بودار و مرهم جدوار پر كنند كه اين هر دو آن را در است كند به اذن الله تعالى . و اگر جراحت در بهره واقع شود در آن خطر بيشتر و دوختن او نيز دشوارتر . و اگر در اسفل معده افتد صحت او ممكن است . و اگر در فم آن واقع گردد البته صحت نيابد و اگر در زوائد كبد افتد در استى او ممكن بود . و اگر در جرم آن باشد آن به نشود و باقى همان است كه سابق مسطور شد علاج جراحت رأس جراحتى كه بر سر افتد و از آن استخوان سر نيز شكسته گردد و آن را شجه نامند و جمع او شجاج است پس اگر استخوان سر شكسته نباشد ذرور ملحم كه از صبر و مر و كندر و اقاقيا و دم‌الاخوين ساخته باشند بپاشند . و اگر استخوان شكسته باشد واجب است كه ريزه‌هاى او بيرون كنند بعده به مراهم بسازند و ذرور مذكور با وجود